|
رضا سقايي، خواننده موسيقي لري و قطعات ماندگاري چون "دايه دايه وقت جنگه"صبح يكشنبه بر اثر نارسايي تنفسي در تهران درگذشت.
|
|
رضا سقايي ،خواننده پيشكسوت موسيقي لري كه سالها از بيماري رنج مي برد از ده روز پيش به علت سكته مغزي در بيمارستان ساسان تهران بستري شده بود.
سقايي متولد 1318 در خرم آباد بود و مدتي در كلاسهاي آواز اسماعيل مهرتاش به آموزش خوانندگي پرداخت.وي در اواخر جنگ تحميلي بر اثر اصابت تركش بمب در ازنا مجروح شد و تا زمان مرگ درگير مصائب و عوارض اين اتفاق بود.
وي در طول زندگي هنري اش با هنرمنداني همچون علي اكبر شكارچي ، مجتبي مير زاده و فرج عليپور همكاري داشته و قطعات ماندگاري از وي برجاي مانده است؛او نخستين بار تصنيف "آن نگاه مست تو" را به زبان لري اجرا كرد؛همچنين در سال 86 ، ترانه "دايه دايه" با تنظيم مجتبي ميرزاده و با صداي سقايي جزو آثار فاخر و ماندگار يكصد سال اخير موسيقي ايران به ثبت رسيد.
|
وقتي خبر درگذشت سقايي را به علي اكبر شكارچي داديم براي دقايقي سكوت به گفتگوي ما تحميل شد و شكارچي نتوانست به سخنانش ادامه دهد.
وي دقايقي بعد تماس گرفت و گفت قصد دارد يادداشت كوتاهي را كه نوشته براي ما بخواند .او در يادداشت بسيار كوتاه خود ضمن خطاب قراردادن مردم هنردوست و همشهريان لري اش به رسم چپ خواني سرنا نوازان لرستان كه در اتفاقات تاثيرگذار و مهم اجرا مي شود اشاره كرده است:
مردم هنر دوست ايران ، لرستاني هاي عزيز هنر پرور! ذهن و گوش و هوش شما و فرزندانتان در سراسر ايران با نغمه خواني در صداي چپ كوك سقايي به موسيقي لري آشنا شد. او با تهي دستي و صبوري نهال موسيقي لري را در طول عمر پربارشان در جان شيفته شما غرس كرد.
اكنون بسيار متاسفم كه سرنا نوازان لرستان در سوگ او بايستي ساز چپي بنوازند ؛ اي سرنا نوازان!ساز چپي را جفت جفت بنوازيد/دهل را با ريتم سحري بنوازيد/دهل را آنچنان بكوبيد،/تا آشفته شود سحر بر مردم زاگرس نشين/بكوبيد دهل را مثل آواز بلند سقايي/ بكوبيد بر دهل،/بر دميد بر سرنا هاتان/و بي بيت اعلام كنيد:امروز مرگ سقايي با سر بلندي از زندگي سر فراز او برآمد.
يادم مي آيد آخرين باري كه براي مصاحبه با رضا سقايي رفتيم تنها با نگاهش مي توانست با ما سخن بگويد. آرام لبخند مي زد و در جواب سلاممان تنها جمله "خوش آمديد" را تكرار مي كرد.
براي گفتگو با سقايي به خانه خواهرش رفته بوديم. خانه اي قديمي در انتهاي كوچه اي قديمي در يكي از محله هاي قديمي شهر خرم آباد...
داريوش نظري خواهرزاده رضا سقايي پاسخ سوالاتمان را گفت. او هم يكي از خوانندگان مطرح لرستاني است كه در محضر دايي درس هنر و مردمداري آموخته است. مادر داريوش نظري در اين روزهاي آخر كار پرستاري از رضا سقايي را به عهده داشت.
يادم مي آيد آن روز كه ما رفته بوديم تخت رضا سقايي را روبروي در اتاق بزرگ خانه گذاشته بودند. داريوش نظري مي گفت: دايي ام دوست دارد كه ديگران به ديدارش بيايند و براي همين روبروي در اتاق چشم به راه، در ورودي خانه را نظاره مي كند.
خانه اي كه سقايي روزهاي آخرش را در آن گذراند يك خانه آجري قديمي با باغچه اي كوچك به سبك خانه هاي گذشته هاي مردمان اين سرزمين بود. درختان حياط هر روز در مقابل رضا سقايي و نگاه منتظر وي ايستاده بودند و آنها هم ورود مهماني را به انتظار نشسته بودند و بدعهدي زمانه اينگونه است كه چشمان رضا سقايي چشم به راه در مي ماند و كسي از وي خبري نمي گيرد.
تنها يادم مي آيد كه يكبار سيد عارف علوي مدير كل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي لرستان در بيمارستان به ملاقات رضا سقايي رفت و ديگر خبري از هيچ كدام از مسئولان نبود.
سقايي روزهاي آخر را در همان خانه قديمي كه ايوانش هنوز رد پاي ويلچر خواننده اسطوره اي لرستان را به ياد دارد سپري كرد و باغچه همان خانه هنوز نگاه منتظر او را به ياد دارد.
آن روز كه ما براي مصاحبه رفتيم به پاس مهمان نوازي با نگاهش برايمان از گذشته هاي دور گفت و با لبخندش از حضورمان تقدير كرد و شايد اگر مي توانست سخني براند از بدعهدي زمانه و بي توجهي مسئولان مي گفت. حماسه سراي لرستاني بدون گفتن جمله اي با نگاه هميشه منتظرش گلايه مي كرد و خاموش در را مي نگريست.
امروز خبر درگذشت رضا سقايي شوكه مان نكرد بلكه آنقدر غمگينمان كرد تا در اندوه بي توجهي به اين هنرمند بغضمان بتركد. خيلي وقت بود كه در بستر بيماري افتاده بود و فكر مي كنم خيلي وقت بود كه مسئولان هم يادشان رفته بود رضا سقايي چقدر عاشقانه آواز مي خواند و چه حماسه هايي را سروده است.
براي گفتگو با يكي از دوستان وي تماس مي گيريم. صداي عليرضا نادري از خوانندگان مطرح لرستاني از پشت خط مي آيد. سلام مي كنيم و از او مي خواهيم راجع به رضا سقايي سخن بگويد.
مبهوت از ما مي پرسد مگر اتفاقي افتاده است و ما حامل پيام ناخوشايند مرگ سقايي هستيم و او با شنيدن خبر بغض مي كند و مي گويد: من نمي دانستم!
وي از مردمداري و سادگي رضا سقايي مي گويد و از بي مهري زمانه؛ عليرضا نادري ادامه مي دهد: چند باري براي ديدارش در روزهاي اخير به خانه قديمي خواهرش سر زدم ولي خبري از او نتوانستم بگيرم.
با حسرت از عدم موفقيت ديدارش در روزهاي آخر حرف مي زند و مي گويد: رضا سقايي واقعا از نظر صدا كامل بود.
نادري كه هنوز مبهوت است با تاكيد بر اينكه خاطرات زيادي از سقايي دارد ناباورانه از ما دوباره در مورد خبر مرگ سقايي مي پرسد و ما مجبوريم خبر را برايش دوباره تاييد كنيم.
وي با يادآوري از دست دادن هنرمندان متعدد در سالهاي اخير، مي گويد: هنرمندان روح لطيفي دارند ولي متاسفانه به آنها آنچنان كه بايد توجه نمي شود.
اين خواننده لرستاني از ورود سازهاي بيگانه به فضاي موسيقي ايراني مي نالد و ادامه مي دهد: متاسفانه اين روزها كسي ديگر از هنرمندان موسيقي محلي و مقامي خبري نمي گيرد.
نادري از بي توجهي نهادهاي فرهنگي به ويژه صدا و سيما به موسيقي محلي گلايه دارد و مي گويد: رضا سقايي از هنرمنداني بود كه براي موسيقي حماسي كشور زحمات زيادي كشيد.
وي به برخي اجراها و ترانه هاي رضا سقايي اشاره مي كند و از همكاري در ساخت اثر ماندگار "تفنگ" مي گويد و ادامه مي دهد: كار تفنگ را براي اولين بار من خواندم ولي رضا سقايي از من اجازه گرفت تا روي آهنگ من دوباره تفنگ را بازخواني كند.
اين خواننده لرستاني با بغض بخش هايي از ترانه تفنگ را زمزمه مي كند كه " تفنگ تا كه چشم انتظاري / تا كه دل بيقراري..."
نادري با يادآوري سه اثر حماسي كه رضا سقايي پيش از انقلاب خواند، ادامه مي دهد: بازخواني ترانه "دايه دايه وقت جنگه" يكي از كارهايي بود كه وي كمانچه اين كار را نيز خودش نواخت.
به گزارش مهر، رضا سقايي در سال 1318 در محله ي قديمي پشت بازار شهرستان خرم آباد متولد شد. به علت شرايط ويژه در همان دوره ي ابتدايي درس و مشق را رها كرد. در دهه 40 با صدايي بي نظير موسيقي لري را با شكوهي بي نظير به عرصه ملي كشاند.
و شايد اغراق نيست اگر بعضي ها مي گويند كه پيش از انقلاب، خرم آباد همواره براي غير بومي ها با نام قلعه فلك الافلاك و صداي رضا سقايي تداعي مي شده است.
اما اتفاق عظيم تر، براي شناسايي اين موسيقي و توانايي حنجره استاد رضا سقايي زماني به اوج رسيد كه در سال 56 موسيقيدان توانمند شادروان مجتبي ميرزاده براي بازسازي هنرمندانه ترانه هاي "دالكه"، "تفنگ"، "زندگي"، "قدم خير"، "دايه دايه"، "موتورچي" و ... به كمك سقايي آمد و كاري كارستان در موسيقي ايران اتفاق افتاد.
سقايي متأسفانه در سال 57 به علت عمل لوزه و محاسبات غلط پزشك جراح، آن حنجره و صوت اساطيري را به خاطره ها سپرد ولي گهگاه بي تابي او را وا مي داشت در محافل دوستانه چيزي زمزمه كند كه همين زمزمه هاي دلتنگي هم بر اثر بمباران شهر ازنا توسط هواپيماهاي عراقي به ايلغار رفت.
نهايت اينكه سقايي در شب 19 اسفند سال 85 در كرج دچار سكته مغزي مي شود. 10 روز در بيمارستان شهيد رجايي كرج تحت مراقبت است و بعد از آن به علت شرايط خاص خانوادگي توسط خواننده لرستاني داريوش نظري كه در ضمن خواهرزاده استاد سقايي است با كمك شهرام كيميايي و عزيز كلهر او را به بيمارستان عشاير خرم آباد انتقال مي دهند.
رضا سقايي سالهاي اخير را در سكوت و خاموشي گذراند و اين براي خواننده اي خوش صدا چون سقايي بزرگترين داغ بود.
و امروز صبح اسطوره موسيقي لرستان در اوج بي توجهي و بي مهري كوچ غريبانه خود را آغاز كرد تا او نيز به خاطره هاي مردمان اين ديار بپيوندد.
|
پيكر هنرمند فقيد رضا سقايي صبح روز پنجشنبه 31 تيرماه از مقابل تالار وحدت تشييع مي شود.
|
|
در اين مراسم كه از ساعت 9 صبح از مقابل تالار وحدت برگزار مي شود هنرمندان و همشهريان اين هنرمند لرستاني حضور خواهند داشت و برخي از همكاران وي در باره ويژگيهاي هنري آن مرحوم سخن خواهند گفت.
پيكر زنده ياد سقايي پس از تشييع به خرم آباد منتقل و در آنجا به خاك سپرده مي شود.
|
صديقه حسيني – خبرگزاري مهر